تبلیغات
ریاضیات دروازه و کلید علوم - مطالب زنان ریاضی دان
ریاضیات دروازه و کلید علوم
افلاطون: "ریاضیات روح را صفا می بخشد و ذهن را برای درك حقیقت آماده می كند."

آرشیو موضوعی

لینکهای مفید

آرشیو

پیوندها

افتخار ایرانیان

جایزه «روث لایتل ستر»(Ruth Lyttle Satter) که از سال ١٩٩٠ توسط خانم پروفسور «سیلویا لایتل بیرمن»، استاد کالج «بارنارد» برای گرامی‌داشت خواهرش «روث» و به احترام تعهد او به تحقیقات علمی و تشویق زنان به علم‌آموزی، بنیان‌گذاشته شد، هر دو سال یک‌بار، به یک زن که تحقیقات برجسته‌ای در علم ریاضی داشته باشد، اعطا می‌شود.
جایزه سال ٢٠١٣ «روث لایتل ستر» به دلیل کارهای ارزشمند خانم «مریم میرزاخانی» بر روی تئوری «فضاهای مدولی» (Moduli Spaces) در «سطح ریمانی» (Reimaan Surfaces)، روز پنج‌شنبه دهم ژانویه در «سن‌دیه‌گوی» آمریکا به این استاد دانشگاه ٣۵ ساله اعطا شد.


بی بی منجّمه یا منجمه نیشابوری

بی بی منجّمه ، بانوی اخترشناس و ریاضیدان ایرانی در اواخر قرن ششم در نیشابور متولد شد. پدرش کمال الدین سمنانی، رئیس شافعیان نیشابور و مادرش نوادة محمدبن یحیی، فقیه و عالم بزرگ خراسان  بود. چنین زمینه ای بعلاوة محیط خانة پدر که محل آمد و شد عالمان و حکیمان بود، بی گمان، تأثیر بسزایی بر پرورش شخصیت و روح علمی او داشت. شواهد نشان می دهد که وی از ابتدای جوانی بر احکام نجوم تسلط داشته است. تبحرش در این رشته، جلال الدین خوارزمشاه (متوفی 628) را برآن داشت تا او را به خدمت در دربار خویش فراخواند. بی بی که به تعبیر فرزندش «سهم الغیب » در طالع داشت (ابن بی بی ، ص 196)، با احکام درستی که صادر کرد موفق شد مقام و منزلتی در دربار شاه به دست آورد و منجم مورد اعتماد او شود. بی بی با شوهرش مجدالدین محمد ترجمان، منشی دربار، سالیان دراز در دربار خوارزمشاهیان به سر برد. به دلیل اهمیتی که سلاطین آن روزگار برای احکام نجوم قائل بودند و تصوری که از تأثیر آن برسرنوشت خود و جنگهایشان در ذهن داشتند، در غالب لشکرکشیها، بی بی سلطان جلال الدین را همراهی می کرد. در 626 هنگامی که جلال الدین شهر اخلاط (یا خلاط ) در ساحل دریاچة وان در بخش علیای رود دجله (لسترنج ، ص 197، و نقشة ش 3) را به محاصره درآورده بود (ابن اثیر، ج 12، ص 487؛ و اشاراتی در منابع دیگر از جمله حمدالله مستوفی ، ص 499)، سفیری از جانب علاءالدین کیقباد، از دودمان سلجوقیان روم که حکومت آسیای صغیر را دردست داشت، به رسالت نزد خوارزمشاه آمد. در بازگشت، وی علاءالدین را از مهارت بسیار بی بی در نجوم و قدر و منزلت وی نزد سلطان جلال الدین آگاه کرد (اقبال آشتیانی ، ص 528؛ ابن بی بی ، ص 196). پس از ناکامیهای پی درپی جلال الدین و پایان گرفتن کار او، بی بی و خانواده اش به دمشق رفتند و به دربار سلطان ایوبی مظفرالدین ابوالفتح موسی ملقب به الملک الاشرف (حک : 626ـ634) راه یافتند. سلطان ایوبی آنها را به گرمی پذیرا شد و احترام بسیار کرد. چون علاءالدین از حضور بی بی منجمه در دربار الملک الاشرف اطلاع یافت، قاصدی فرستاد و از سلطان ایوبی درخواست کرد تا رخصت دهد که بی بی و خانواده اش به قونیه بروند ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «ابن بی بی »). هنگامی که بی بی در جنگ میان علاءالدین و الملک الاشرف به درستی پیش بینی کرد که در روز و ساعتی خاص سپاهیان سلجوقی بر دشمن پیروز خواهند شد، اعتقاد و ارادت سلطان به بی بی بیشتر شد و در جهت برآورده ساختن آرزوی وی، بالاترین منصب دیوانی یعنی ریاست دارالانشای دربار را به همسرش سپرد و او را لقب امیری بخشید. از آن پس مجدالدین از مقرّبان خاص دربار شد و پیوسته در سفر و حضر همراه سلطان بود (ابن بی بی ، ص 196ـ 197). بی بی در 679 درگذشت (د.اسلام، همانجا).

پسر بی بی منجمه، ناصرالدین حسین معروف به ابن بی بی، نیز در شمار بزرگان دربار سلجوقیان روم درآمد و چون پدر منصب امیری یافت. ابن بی بی، کتابی به فارسی با عنوان الاوامرالعلائیة فی الامورالعلائیة معروف به تاریخ ابن بی بی نوشته است که مهمترین اثر دربارة تاریخ سلجوقیان روم است. بیشتر اطلاعاتی که از زندگی بی بی دردست است، از این کتاب برگرفته شده است (ابن بی بی، مقدمة مشکور، ص هفده ـ نوزده ؛ د. اسلام ، همانجا).


منبع: www.fa.wikipedia.com

عالیه صبور

عالیه صبور در تاریخ ۳ اسفند ۱۳۶۷ خورشیدی برابر ۲۲ فوریه ۱۹۸۹، فرزند مادر و پدری ایرانی، در شهر نیویورک زاده شد.



نبوغ عالیه از دوران کودکی آشکار شد، در هشت ماهگی خواندن را آغاز کرد
. او هم زمان با به پایان رساندن سال چهارم دبستان، دیپلم دبیرستان خود را نیز دریافت کرد و در ۱۰ سالگی به دانشگاه استونی بروک نیویورک راه یافت. وی در سن ۱۰ سالگی در دانشگاه استونی بروک ثبت نام کرد و در ۱۱ سالگی با گرایش به موسیقی به عنوان عضو ارکستر سمفونی “راک لند” به اجرای قره نی پرداخت . آلیا چهارده ساله بود که مدرک لیسانس خود را از دانشگاه نیویورک گرفت و دانشجوی دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه درکسل ، نیویورک شد . او در ۱۸ سالگی مدرک دکترای خود را از دپارتمان تکنولوژی پیشرفته فوزیون در دانشگاه کانکوک سئول(Konkuk University) دریافت کرد و جوان ترین فردی بود که وارد دوره فلوشیپ پس از دکتری شد، او نشانگرهای سلولی خاصی را بر اساس تکنولوژی نانولوله ها ابداع کرد که در تحقیقات پزشکی کاربرد زیادی دارد.
نام او در تاریخ ۱۹ فوریه ۲۰۰۸ در لیست رکوردهای جهانی گینس (کت
ابی مرجع و دارای مجموعه‌ای از رکوردهای بین‌المللی است. این رکوردها شامل دستاوردهای انسان و پدیده‌های طبیعی هستند. کتاب رکوردهای جهانی گینس هر سال با اطلاعات جدید تجدید چاپ می‌شود، و خود رکورددار پرفروش‌ترین سری کتاب کپی‌رایت جهان است.) به عنوان جوان‌ترین استاد دانشگاه جهان نوشته شد و پس از ۲۹۱ سال رکورد آقای کولین مک‌لورین (فیزیکدان اسکاتلندی که شاگرد اسحاق نیوتن بود و در سال ۱۷۱۷ میلادی در سن ۱۹ سال و ۷ ماهگی حایز رتبه استادی شد) را شکست.


منبع: http://www.guinness.ir

ماریا گایتانا اگنسی

ماریا گایتانا اگنسی 16 می 1718 در میلان ایتالیا در یک خانواده ثروتمند و ادیب بدنیا آمد. او دختر یک ریاضیدان بود. در طی این زمان ایتالیا مخالف تحصیل زنان بود. به همین خاطر تعداد زیادی از زنان طبقات بالای اجتماع حتی نمی توانستند بخوانند. اما اگنسی یک استثنا بود. او یکی از شگفت انگیز ترین زنان دانشور در همه زمانها نامیده شد. او با فکر باز و درست اولین زن در جهان غرب است که میتواند به درستی یک ریاضیدان نامیده شود. اگنسی هرگز ازدواج نکرد. او بیشتر اوقاتش را برای مطالعه ریاضیات صرف کرد. او همچنین یک فیلسوف و زبان شناس در زمان خود بود. در 1738 او یک سری از مقاله های فلسفی شامل 191 جلد روی فلسفه و علوم طبیعی منتشر کرد. همچنین وقتی 9 سالش بود مقاله ای به زبان لاتین که مهارت زیادش در آن زبان را نشان میداد منتشر کرد. در 13 سالگی زبانهای یونانی و عبری وفرانسه واسپانیایی وآلمانی وزبانهای دیگر را آموخت. با این حال بعد از مرگ مادرش او از برادران و خواهران کوچکترش مراقبت میکرد و کارهای خانه را انجام می داد. او موفق شد کتاب های خوبی نگارش کند که به وضوح و در بسیاری از کشورها جزء کتابهای درسی شده است. لاگرانژ کتاب های او را جزء کتابهای سراسری دانسته است.  اگنسی شور و هیجانی در آکادمیک جهان ایجاد کرد. یکی از انتشارات ریاضیات توسط یک زن که تا آن زمان وجود نداشت بوده است. فوراً آن را برای بازشناسی در دایره آکادمیک اروپا ارائه داد. این نشریه در چهار بخش تنظیم شده است: بخش اول تحلیلگرهای مرتبط با آنالیز کمیتهای متناهی و همچنین مرتبط با مسائل مقدماتی ماکسیمال و مینیمال و مماس و نقاط مماس عطفی  بخش دوم در مورد آنالیز کمیتهای کوچک نامتناهی بحث می کند.  بخش سوم با حساب انتگرال البته با قوانین ویژه ای برای اننتگرال گیری مرتبط می شود. بخش چهارم روش های وارون کردن تانژانت ها و معادلات دیفرانسیل. البته اگنسی برای برای ابتکار مهم ریاضی خود ادعایی نکرد. اگنسی از نیمه قرن هجدهم نقش مهمی را در مرتب کردن روش های سیستماتیک ریاضی بازی کرده است.  ماریا بعد از مرگ پدرش همه فعالیتهای علمی خود را کنار گذاشت.

امی نوتر (زن جبر دان)

به قول آن لندرز،بهترین پند به بشر این است که "مشکل را قسمت بی ارزش زندگی به حساب آورید و هنگامی که رخ داد،رو در روی آن بایستیدو بگویید:من از تو قوی ترم و نمی توانی من را شکست بدهی"اگرچه این اظهارات،سال ها پس از مرگ امی نوتر بیان شد،اما همین پند کوچک خردورزانه را می توان به این ریاضی دان بزرگ نسبت داد.

امی نوتر اولین فرزند از چهار فرزند ماکس نوتر(ریاضی دان مشهور آلمانی که نقش مهمی در پیشرفت نظریه ی توابع جبری داشت.)است .دوران کودکی امی شاد و در کمال آرامش گذشت.امی به مدت هشت سال در مدرسه ی عالی دخترانه ی ارلانگن حضور یافت.او به یادگیری زبان های خارجی علاقه مند بود،و با وجود لکنت زبان کم و چشمان نزدیک بین،مانعی نمی دید تا در زبان های فرانسه و انگلیسی به مهارت دست یابد.
در سال 1898 شورای آموزشی دانشگاه ارلانگن تصریح کرد که اجازه ی ورود زنان به دانشگاه اكیدا" ممنوع است.به هر حال در سال 1900،دانشگاه تبصره ای به تصویب رسانید که طبق آن،امی اجازه می یافت در سخنرانی ها و درس های دانشگاه حضور یابد.او در 14 جولای 1903 در امتحانات تعیین سطح پیشرفته ی (امتحانات صلاحیت ورود به دانشگاه) کالج سلطنتی نورنبرگ پذیرفته شد.سپس به مدت یک نیم سال تحصیلی در دانشگاه گوتینگن ثبت نام کرد و در سال 1904 وقتی به طور رسمی ادامه ی تحصیل زنان در دانشگاه امکان پذیر شد،به دانشگاه ارلانگن باز گشت و با همکاری پل گوردون،ریاضی دان صاحب نام و دوست خانوادگی،پایان نامه ی دکترای خود را در سال 1907 به پایان رسانید.او در سال 1908 به عضویت سازمان ایتالیایی ریاضی دانان پالرمو و در سال 1909 به عضویت انجمن ریاضی دانان آلمانی در آمد.امی در سال 1916 به گوتینگن،مرکز مهم ریاضیات آلمان و شاید سراسر اروپا،عزیمت کرد.او از طرف دیوید هیلبرت،عضو برجسته ی دانشکده ی ریاضی ، مورد استقبال قرار گرفت.او در این زمان،شش مقاله ی پژوهشی در زمینه ی ریاضی انتشار داد.
بعد از سال 1919،انعطاف پذیری قوانین آموزشی بیش تر شد،و امی توانست به طور غیر رسمی ،کرسی دستیاری استادی دانشگاه را به دست آورد و رسما" جبر تدریس کند.شیوه ی تدریس امی تاثیر زیادی بر دانشجویان داشت ،که بعدها بیش تر آن ها در ریاضیات،صاحب نام و شهرت شدند.دانشجویان برجسته اش که جذب بیش تر کشور های اروپایی شده بودند،"پسران نوتر"نامیده می شدند.
امی تمام زمستان 29-1928 را به عنوان استاد مهمان در مسکو گذراند و در آن جا به تدریس یک دوره ی جبر مجرد و برگزاری سمینار هندسه ی جبری مشغول شد.
سال 1932 سال سرشار از موفقیت برای امی در آلمان بود.او در این سال،جایزه ی یادبود آلفرد آکرمن تیوبنر را برای پیشبرد دانش ریاضی دریافت کرد.این جایزه که در راستای فعالیت های علمی امی به او اعطا شد،معادل 120 دلار ارزش داشت.
در سال 1933 بسیاری از ریاضی دانان و دانشمندان مشهور ،از جمله نوتر،ناگزیر شدند آلمان را ترک کنند و به آمریکا پناهنده شوند.
امی در سال 1935 برای برداشتن یک غده،تحت عمل جراحی قرار گرفت.بعد از عمل به مدت سه روز بهبودی کامل یافت،اما در روز چهارم و در تاریخ 14 آوریل 1935 در گذشت.
اگرچه امی نوتر در آلمان،تا زمان مرگش،به عنوان ریاضی دانی بزرگ شناخته نشد،اما دنیای علم پس از مرگش به اهمیت کار او پی برد. به راستی دنیای وسیع جبر،شدیدا"تحت تاثیر روش های او تغییر کرد.در سال 1958 دانشگاه ارلانگن به مناسبت بزرگداشت پنجاهمین سال اخذ دکترای امی،تجدید دیداری را با بسیاری از دانشجویانش با موضوع"تاثیر امی بر ریاضیات عصر" برگزار کرد.در سال 1960 شهر ارلانگن،نام یکی از خیابان های خود را با نام نوتر نام گذاری کرد.در سال 1982 تندیس یادبود نوتر در موسسه ی ریاضی دانشگاه ارلانگن به افتخار او پرده برداری شد و انجمن ریاضی آمریکا به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد امی،کنفرانسی به پاس خدمات او برگزار کرد.

امی نوتر به عنوان یک ریاضی دان بزرگ،دانشمندی صاحب نام و معلمی استثنایی در یادها مانده است. او به ریاضیات و مردم عشق می ورزید،زیرا که آن ها را زندگی خود می دانست.


 
منبع: www.anjoman.ir

مریم میرزاخانی ریاضیدان ایرانی

مریم میرزاخانی (زاده ۱۹۷۷) ریاضیدان و استاد ایرانی دانشگاه استنفورد ساکن آمریکا است.

او طی تحصیل در دبیرستان فرزانگان تهران در سال‌های ۱۹۹۴ (هنگ‌کنگ) و ۱۹۹۵ (کانادا) برنده مدال طلا در المپیاد جهانی ریاضی شد. سپس کارشناسی ارشد خود را در رشته ریاضی از دانشگاه شریف گرفت و برای ادامه تحصیل دکترا به دانشگاه هاروارد رفت.

میرزاخانی از یازدهم شهریور ماه ۱۳۸۷ (اول سپتامبر ۲۰۰۸) در دانشگاه استنفورد استاد دانشگاه و پژوهشگر رشته ریاضیات است.پیش از این، او استاد دانشگاه پرینستون بود.

از مریم میرزاخانی به عنوان یکی از ده ذهنِ جوان برگزیده سال ۲۰۰۵ از سوی نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا  و ذهن برتر در رشته ریاضیات تجلیل شد.



مریم میرزاخانی، استادیار جوان دانشگاه استنفورد در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ (سال سوم و چهارم دبیرستان) از دبیرستان فرزانگان تهران موفق به کسب مدال طلای المپیاد ریاضی کشوری شد و بعد از آن در سال ۱۹۹۴ در المپیاد جهانی ریاضی هنگ کنگ با ۴۱ امتیاز از ۴۲ امتیاز مدال طلای جهانی گرفت. سال بعد یعنی ۱۹۹۵ در المپیاد جهانی ریاضی کانادا با ۴۲ امتیاز از ۴۲، رتبهٔ ۱ طلای جهانی را به دست آورد.

میرزاخانی دوره کارشناسی ریاضی در دانشگاه صنعتی شریف آغاز کرد. او با دریافت بورسیه از طرف دانشگاه هاروارد به آنجا رفت و دوره‌های کارشناسی‌ارشد و دکتری خود را در دانشگاه هاروارد پشت سرگذاشت.

او به همراه ۹ محقق برجسته دیگر در چهارمین نشست۱۰ برلیان نشریه پاپیولار ساینس در آمریکا مورد تقدیر قرار گرفت. به نوشته‌ی یواس‌ای تودی این فهرست ۱۰ نفره شامل محققان و نخبگان جوانی است که در حوزه‌های ابتکاری مشغول به فعالیت هستند و با این حال معمولا از چشم عموم پنهان مانده‌اند. این فهرست بر اساس پیشنهادهای ارائه شده از سوی سازمان‌های گوناگون، روسای دانشگاه‌ها و ناشران انتشارات علمی برگزیده شده‌اند. این محققان برجسته جوان در حوزه‌های گوناگونی از گرافیک رایانه‌ای تا ریاضیات و علوم رباتیک، افق‌های تازه‌ای در مرزهای جهان اطراف ما گشوده‌اند که مریم میرزاخانی ریاضیدان ۳۳ ساله ایرانی یکی از آنهاست.

میرزاخانی در سال ۱۹۹۹ میلادی موفق شد راه‌حلی برای یک مشکل ریاضی پیدا کند. ریاضیدانان مدت‌های طولانی است که به دنبال یافتن راه عملی برای محاسبه حجم رمزهای جایگزین فرم‌های هندسی هذلولی بوده‌اند و در این میان مریم میرزاخانی جوان در دانشگاه پرینستون نشان داد که با استفاده از ریاضیات شاید بتوان بهترین راه را به سوی دست یافتن به راه‌حلی روشن در اختیار داشت: محاسبه عمق حلقه‌های ترسیم شده بر روی سطوح هذلولی. میرزاخانی در تلاش است تا معمای ابعاد گوناگون فرم‌های غیر طبیعی هندسی را حل کند. در صورتی که جهان از قاعده هندسه هذلولی تبعیت کند، ابتکار وی به تعریف شکل و حجم دقیق جهان کمک خواهد کرد. در واقع مشکل این است که برخی از این اشکال هذلولی هم‌چون doughnuts و یا amoebas دارای ظاهری بسیار نافرم هستند که محاسبه حجم آنها را به معمایی جدی برای ریاضیدانان مبدل کرده‌است. اما میرزاخانی با یافتن راهی جدید در واقع دست به یک ابتکار عمل بزرگ زد و با ترسیم یک سری ازحلقه‌ها بر روی سطح این گونه اشکال پیچیده به محاسبه حجم آنها پرداخت.

جیمز کارلسون از انستیتو ریاضیات کلی (به انگلیسی: Clay Mathematics Institute) می‌گوید:

"  میرزاخانی در یافتن ارتباطات جدید، عالی است. وی می‌تواند به سرعت از یک مثال ساده به دلیل کاملی از یک نظریه ژرف و عمیق برسد. "

مریم میرزاخانی از دانش‌آموزان نخبه المپیادی کشور است که در سال ۱۳۷۴ در المپیاد جهانی ریاضی علاوه بر دریافت مدال طلا با کسب بالاترین امتیاز به عنوان نفر اول جهان شناخته شده‌است و از جمله بازماندگان سانحه غم‌بار سقوط اتوبوس حامل نخبگان ریاضی دانشگاه صنعتی شریف به دره در اسفندماه ۷۶ است. در این حادثه اتوبوس حامل دانشجویان ریاضی شرکت‌کننده در بیست و دومین دوره مسابقات ریاضی دانشجویی که از اهواز راهی تهران بود به دره سقوط کرد و طی آن شش تن از دانشجوی نخبه ریاضی دانشگاه صنعتی شریف شامل آرمان بهرامیان، رضا صادقی - برنده دو مدال طلای المپیادجهانی - علیرضا سایه‌بان و علی حیدری، فرید کابلی، دکتر مجتبی مهرآبادی و مرتضی رضایی دانشجوی دانشگاه تهران که اغلب از برگزیدگان المپیادهای ملی و بین‌المللی ریاضی بودند در اوج بالندگی و شکوفایی علمی ناباورانه، جان باختند.

منبع: www.fa.wikipedia.org

هیپاتیا، اولین زن ریاضی دان

وقتی که تو نزدیک منی و من سخن تو رامی شنوم با نگاهی که به پرهیزگاری ساکنان ستارگان پاک می ماند

تو را با همه وجودم می ستایم، هیپاتی!

هم کار تو را، هم زیبایی سخنت را

هم پاکی ات که به ستارگان می ماند و هم،

دانش خردمندانه جهانگیرت را ...

این شعر زیبا سروده یک شاعر یونانی است که برای هیپاتی سروده است. براستی می توان باور داشت در قرن چهارم میلادی و در زمانی که جهل و غفلت جامعه و زنان و مردان یونان را در بر داشت؛ دختری جوان به نام هیپاتی پیدا شود و شهرتی جهانگیر بیابد؟ براستی این هیپاتی که بود؟

تولد: 370  وفات: 415

هیپاتیا زنی یونانی که به عنوان نخستین زن برجستهٔ ریاضی‌دان شناخته می‌شود. او استاد فلسفه در شهر اسکندریه بود و در علم نجوم تبحر داشت. 

هیپاتی را می توان اولین زن ریاضیدان دانست. داستان زندگی او حدود 370 سال بعد از میلاد آغاز شده است.

پدرش، تئون یکی از استادان برجسته ریاضیات در دانشگاه اسکندریه بود. اسکندریه در آن زمان یکی از مراکز بزرگ علمی ـ فرهنگی جهان محسوب شده که دارای کتابخانه ای غنی و پربار بود. کتب مختلف علمی، فنی و هنری آن از تمام گوشه و کنار جهان جمع آوری شده بود.

هیپاتی در چنین محیط مساعدی با هوش و ذکاوت خدادادی اش مطالعه ای جدی، پیگیر و همه جانبه را شروع کرد و پدرش، تئون، که شور و اشتیاق هیپاتی را می دید به آموزش او همّت گمارد.

هیپاتی با کنجکاوی و علاقه ای که داشت خیلی زود توانست ریاضیات و فلسفه را بیاموزد. تئون همچنان که علوم گوناگون را در دانشگاه اسکندریه تدریس می کرد؛ قدرت تفکر و استدلال منطقی هیپاتی را نیز بالا می برد.

هیپاتی در کنار پدر و در کتابخانه اسکندریه استعدادهای نهفته خود را شکوفا ساخته و دیری نپایید که به کرسی استادی دانشگاه اسکندریه دست یافت. چیزی که در آن زمان برای یک زن غیر ممکن به نظر می رسید.

او در علم بیان و کلام، نجوم و سخنوری هم بی نظیر بود. چنانکه نقل کرده اند هنگامی که برای شاگردانش سخن می گفت مردم در خارج از کلاس گوش به سخنان دل انگیزش می سپردند.

مورخان گفته اند آوازه علوم و سخنوری هیپاتی آنچنان گسترش یافته بود که دانشجویان جوان از دیگر نقاط جهان برای شنیدن درس او به اسکندریه می آمدند. البته می توان از نوشته هایی که از او برجای مانده به دلیل این موضوع پی برد. در یکی از نوشته هایش می خوانیم: «افسانه ها باید تنها به عنوان افسانه و اسطوره ها تنها به عنوان اسطوره آموخته شوند. آموزش موهومات به عنوان حقایق چیز وحشتناکی است. ذهن کودک آنها را می پذیرد و به آنها اعتقاد می آورد و در سالهای بعد تنها با سختی و شکنجه می تواند از چنگ آنها رهایی یابد. در حقیقت انسان همان طور که برای برقراری حقیقت می جنگد باید با خرافات نیز به مبارزه برخیزد. چرا که موهومات، نامحسوس، درک ناکردنی و بغرنج هستند و تکذیب آنها به سختی میسر می شود ...».

هیپاتی صاحب رسالات فراوانی در ریاضیات است. اما متأسفانه بخش اندکی از آنها به دست ما رسیده است. او در جبر و هندسه مسایل جدید و راه حلهای نویی ارائه کرد چنان که بحث او در باب مخروطها تا قرن هفدهم از حدی که او تدریس می کرد فراتر نرفت و «غلظت سنجی» که او اختراع کرد تا به امروز هم برای تعیین غلظت مواد حل شده در مایعات به کار می رود.

هیپاتی یکی از نخستین افرادی بود که اسطرلابی ساخت تا دریانوردان بتوانند با کمک آن هر لحظه به موقعیت کشتی شان در دریا پی ببرند. (اسطرلاب: از وسایل نجومی قدیم که برای برخی از اندازه گیریهای نجومی و ارتفاع ستارگان و کشف بعضی مسایل و احکام نجومی به کار می رفته است).

با وجود پیشنهادهای ازدواجی که از جانب شاهزادگان و فلاسفه داشت، هرگز ازدواج نکرد.

همه مورخان از محبوبیت عجیب و فراوان هیپاتی در میان مردم، علما و دانشجویان سخن گفته اند اما سرانجام هیپاتی سرانجامی غم انگیز و دردناک بوده است.

ر آن زمان اسکندریه از مراکز مهم مسیحیت بود و تفکرات دیگر با عنوان کافرکیشی به شدت سرکوب می‌شدند. دانش‌هایی که هیپاتیا بر روی آن‌ها کار می‌کرد از دید روحانیون برای مردم مضر و گمراه کننده بود و این‌که یک زن به فلسفه و ریاضیات بپردازد غیرقابل تحمل بود. هیپاتی توسط «سیریل» اسقف شهر اسکندریه متهم به جادوگری و توطئه علیه مسیحیت شد.[۲۰] در یکی از روزهای ماه مارس سال ۴۱۵ میلادی مردم خشمگین که اسقف سیریل آنهاراتحریک کرده بود به رهبری پیتر نامی که قاری کلیسا و نایب نوحه خوانی بود روانه کلاس درس هیپاتیا شده بودند و زمان این کار الهی را شنبه پیش ازشکرگذاری قراردادند یعنی زمانی که مسیح با افتخاروارداورشلیم شدند، شاگردان ازبانو خواهش کردند که با آنهابه پناهگاهی برود اماهیپاتیاگفت:

مانند موشها به سوراخها و زیرزمین ها فرارنخواهم کرد.اینجابهترین پناهگاه من است بربلندای این کتابخانه کوچک سالهاست که مشق دانایی وتحریر اندیشه می کنم. بی خود خودتان را اینگونه خسته نکنید من در سر اعتقادات خودمحکم ایستاده ام ولحظه ای عقب نشینی نخواهم کرد وهر روز پرشور تراز روز قبل با انگیزه والاتر ادامه خواهم دادمرا از نوشتن هراسی نیست من معتقد به معجزه کلماتم حتی اگربندبندم راازهم بگسلند،اینجا بهترین سنگر من است و من در همین سنگر خواهم ماند.

دریک لحظه اوباش وولگردها به درون کلاس ریختند.آنها ناسزا گویان نام هیپاتیا را بر زبان داشتند.در یک چشم برهم زدن شاگردان وفاداری که او را در پناه گرفته بودند کشته شدند. سپس شورشیان معجر ابریشمین را از سر بانو پاره کردند وردای دانشگاهی اش راگسستند وتاج برگ غار راازسرش برداشتند و گیسوان عطرآگین و انبوهش را گرفتند ودرحالی که موهایش رامی کشیدند بانو را ازکلاس درس تا کلیسای شهر بردند رهبران این مردم عادت داشتند مخالفانشان را درخیابانها می کشیدند ؛در میان راه نیز شورشیان ابتدا دستان پرتوان وی را که همواره بدان وسیله به ساده کردن وهمه فهم کردن ریاضیات وفلسفه می پرداخت، شکستند. سپس لباسش را پاره پاره و برهنه اش کردند ،شلاقش زدند آنها چندین کوزه وفنجان سفالین کلیسا را برسنگ های کف کوباندندوبا تکه های آن بارها وبارها برسروتن هیپاتیا زدندو سرتا پا ی او را با سنگ و چوب زخم دار ساختند و بدنش را زیر ضربات سخت خرد کرده بودندتا به کلیسا رسیدندسپس دسته جمعی ویکباره به او حمله کردندو از زمین سنگ ها برداشتندآنقدر بر او زدند که تندیسی ازسنگ به وجود آمد تا مردم شهر از این حادثه ناگوارخبردارشدند،یکی از بزرگترین زنان تاریخ با وضعی ناخوشایند ،در زیر آوار سنگها له شد و خون آلود جان داد... لحظه ای بعد تنها همراه او پروانه ای بود که پر پر زنان شانه به شانه اش می آمد وآخرین کتابداراز کتابخانه اسکندریه جداشد .

بعدازآن نوبت به چاقوهای صدفی جهالت و بی خردی رسید، تا بدان وسیله پوست تنش را کندند ودرپایان جسد بی جان این مظهر مقاومت در راه بالابردن پرچم دانش و آگاهی برروی خرمنی ازحقارت، فرومایگی و تعصب کورمذهبی کلیسای آن زمان؛ گوشت تنش راتراشیدند واز استخوان جداکردند وتکه تکه کردند وتکه تکه های آن رادرکوچه های اسکندریه به هرسو گرداندند و آنگاه به آتش سپردندو درسینارون (محل سوزاندن اجسادمردگان)سوزاندندومراقب بودندهیچ کس خاکسترش رامطالبه نکند سپس خاکستر رادر رودخانه ریختندو ازآن پس فاتحانه سرودخواندند وآواز شادمانی سردادندگویی مرگ او فصل بزرگی در تاریخ بود. فردای آنروز سیریل ریاکار از طرف کلیسا تلاش بسیارکرد تا ازبانو هیپاتی چهره یک قدیسه شهید ساخته وزندگی وی را برای تنظیم زندگینامه یکاترین اسکندرانی، قدیسه افسانه ای دنیای مسیحیت ، مورد استفاده قرار دهد.

نفوذ و قدرت کلیسا مانع پیگرد و مجازات قاتلان هیپاتیا شد. پس از چندی وی توسط کلیسا به عنوان قدیسه معرفی شد.

آن افراد نه تنها هیپاتی را از میان بردند بلکه چندی بعد کتابخانه بزرگ و نفیس اسکندریه را به آتش کشیدند. تا آنجایی که تاریخ به ما می گوید هیپاتی اولین زن ریاضیدان جهان بوده است. او از نظر فلسفی پیرو افلاطون بوده و آثار افلاطون و ارسطو را تفسیر می کرده است. او گفته است: «انسان همان طور که برای برقراری حقیقت می جنگد باید با خرافات به مبارزه برخیزد.»

منبع: www.fa.wikipedia.org

درباره وبلاگ

مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم . (ویلیام جیمز)
مدیر وبلاگ

آخرین پست ها

جستجو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

نویسندگان

دیکشنری آنلاین

دیکشنری آنلاین